جمعه ۴ فروردین ۹۱


نوروز یعنی هیچ زمستانی ماندنی نیست...





عید نزدیک است، آیا کسی را میشناسید که خوشبختی رفو کند؟
حقیقتی است که اگرجلوی اشتباهات را نگیریم ، اشتباهات جلوی ما را خواهند گرفت...
وقتی عشق را جایگزین نفرت کردیم
وقتی ایمان را جایگزین نا امیدی کردیم
وقتی یقین را جایگزین شک کردیم
وقتی نور را جایگزین سیاهی کردیم
وقتی یکرنگی را جایگزین نفاق کردیم
وقتی اگرها را با باید ها عوض کردیم
وقتی آگاهی جای انکار و دروغ را گرفت
وقتی تجاوز و کشتار جوانان ما خاتمه یافت
وقتی پیشگیری را جایگزین مبارزه کردیم
وقتی آموزش را جایگزین خرافات و درس ناپذیری کردیم
وقتی قبل از نقد از جامعه خود را زیر سوال بردیم
وقتی قبل از بازسازی ایران اول به بازسازی خود پرداختیم
وقتی از رخوت اجتماعی به وحدت و اتحاد ملی رسیدیم،
فقط و فقط آن زمان است که براستی آزاده خواهیم زیست، بخاطر بسپاریم که زندگی اسم نیست فعل است، زندگی عشق نیست عاشق شدن است، زندگی ترانه نیست ترانه خواندن است، زندگی رقص نیست رقصیدن است، زندگی داشتن و خواستن نیست، بودن و ساختن است.
در آستانه نوروز ، پلاس کهنه اندیشه را دور باید انداخت، چه کم داریم من و تو از درخت و سنگ بی مغز زمین ای دوست ، بنگریم و بیاموزیم که چگونه میتوانیم با زمین ما نیز پوست بیاندازیم و جوانه بزنیم.
این حضور ماست که کلام تا سکوت، از دردمند تا توانمند، از پیر تا جوان، هویت ملی و آینده ملت ما و این کهن دیار را نقش میزند.
بین فاصله دو دست مرزی است به نام من و تو ، ای عزیز، تو بگو این گم کرده خویش را چگونه پیدا کنیم ؟


نظرها (43)






یکشنبه ۳۰ بهمن ۹۰


یکی بود، یکی نبود...




یکی بود، یکی نبود
زیر گنبد کبود، لخت و عور تنگ غروب
یه ملت نشسته بود...
چرا باید همیشه یکی باشه و یکی نباشه ؟ چرا باید همیشه نشست ؟ چرا هرگز کلاغه به خونش نمیرسه ؟
همه به من میگن چرا سکوت ؟
دوست دارم در جواب سوالی را مطرح کنم که: " اگر نباید سکوت کرد چرا همه سکوت کردند؟ "
نگاهی به پشت سر کردم، رد پای فریاد 40 ساله ام روبرویم نشسته بود ، صدای این فریاد ها را شاید بهتر در سکوت میتوان شنید، اما سکوت را جواب نمیدانم ، سکوت برایم به معنی مراقبه ، به معنی بازنگری به درون خود، درون من، درون تو و درون مایی که درد میکشیم اما ناظریم ، می سوزیم اما تماشاچی ایم ، بیماریم اما نشسته ایم ، مرگ را لمس میکنیم اما منتظریم...
از شعار به شعور رسیدن کمی سکوت میخواهد
از عکس العمل به عمل رسیدن کمی سکوت میخواهد
از شکست ها به موفقیت ها رسیدن کمی سکوت میخواهد
سکوت تا صدای هوشیار آن زندانی در درون ذهن دربند خود را بشنویم که تکرار اشتباهات تدارک خاموش تکرار آنهاست.
آیا فکر نمی کنید که تکرار دیگر بس است، تاریخ تکرار دیگر بس است، تکرار این تاریخ دیگر بس است؟
باید جهان را تازه دید
رفت و به فرداها رسید
برای یک آغاز نو
نباید انتظار کشید...


نظرها (47)






دوشنبه ۵ دی ۹۰


با رویش ناگزیر جوانه چه میکنید؟



با اینکه 16 آذر نقطه عطفی در جنبش دانشجویی در سرزمین ماست، اما امروز روی سخنم فقط با شما یاران دبستانی مان نیست چون معتقدم همه ما در سراسر این زمین خاکی می بایست هر روز را روز دانش جویی بدانیم، نه تنها برای حمایت از جنبش دلیر دانشجویانمان ، بلکه به این خاطر که آگاهی را کلید آزادی و رهایی مان میدانم.
امیدوارم فرهنگ دانش جویی جایگزین فرهنگ درس ناپذیری ما ، فرهنگ انکار، فرهنگ دیکتاتوری، فرهنگ تظاهر، فرهنگ حقیقت گریزی، فرهنگ قدرت طلبی، فرهنگ روزمرگی، فرهنگ ظلم ، فرهنگ توهم، فرهنگ بی تفاوتی، فرهنگ خرافات و فرهنگ نا امیدی شود.
شاید بهترین حمایتی که میتوان از دانشجویان مان کرد دانش آموختن وآگاه شدن ما باشد، شاید برای رویش جوانه ها نیاز ما اول یک انقلاب فرهنگی باشد، یک عصیان علیه خود، یک آزادی از زندان ذهنی خود ، شما چی فکر میکنید؟
امروز در وطن ما صحبت از تحصیل دانشجو نیست ، صحبت از تحریم دانشجوست. دانشجو همه جا با تخته سیاه روبروست ، در وطن ما با تیر دار و جوخه اعدام ، همه جای دنیا دانشجو برای آینده اش تلاش میکند ، ولی در وطن ما برای کشته نشدن.
زمانی دانشجو کتاباشو پشت اش حمل میکرد ، اما حالا جنازه (تابوت) همکلاسیشو.
چرا باید مهر سکوت بر لب زد تا دری برای تحصیل به رویت باز کنند ؟... چرا ؟
پشت سر، پشت سر جهنمه.... روبرو، روبرو قتلگاه آدمه ؟؟؟؟!!!!
اما من صدای پای دانشجویان مان را میشونم...
به امید روزی که دانشجویان ما به جای محدودیت ها و ممنوعیت ها، با فرصت ها دست و پنجه نرم کنند .
به امید روزی که به جای سلول های زندان ، نیمکت های کلاس درس میزبان دانشجویان ما باشند.
به امید اینکه برای تحقق هدف ، دانشجویان ما هدف قرار نگیرند.
به امید اینکه نبض دانشجویان ما در خیابان های ایران بزند، نه در سلول های انفرادی . به امید روزی که دانشجویان حامل اصلاح جامعه باشند، نه قربانیان اسلحه ها .
به امید روزی که آرزو نکنیم جای ظالم و مظلوم عوض شود ، تلاش کنیم ظلم ریشه کن گردد .
و به امید روزی که ما از مردمی نظاره گر، به ملتی مبارزه گر تبدیل بشیم، و از عکس العمل به عمل برسیم و با دانشجویان ( حق جویان ) همصدا شویم.
یاد تمام دانشجویانی که جانشان را در راه آزادی هدیه کردند را گرامی بداریم، حامی همیشه حاضر مجید توکلی ها، فرشته شیرازی ها، ضیا نبوی ها و آریا نژاد ها، و همه عزیزانی که در راه مبارزه برای آزادی و حق خستگی ناپذیریند باشیم ، بیاییم با آنها نه فقط همصدا بلکه همسنگر و همغصه و همدل و همگام باشیم.
در این خواب بد بد من و تو خوب خوبیم
من و تو شرق و غربیم شمالیم و جنوبیم
نترس از این سیاهی تو شبتابی، مگه نه؟
نترس از مرگ دریا خود آبی مگه نه؟


نظرها (40)






شنبه ۱۶ مهر ۹۰


سرفراز یاور ایران من...



<<دانلود>>

سرفراز یاور ایران من...

نمکزار شدن بزرگترین دریاچه نمک در دنیا، دریاچه ارومیه، فاجعه ای ملی و بحرانی نه تنها منطقه ای بلکه چالشی است جهانی. افسوس که امروز در کنار نابودی دریاچه ارومیه، کشاورزان اصفهانی در اثر خشکیدن زاینده رود خانه خراب شده اند و زحمتکشان خوزستانی از شوری آب شرب به تنگ آمده اند و هموطنان جنوب شهر تهران بیشترین سهم از آلودگی آب تهران نصیبشان شده ، و معتقدم همهء ما در این درد ها به نوعی مشترکیم و این زخم ها متعلق به فرد فرد ما هستند.
چگونه میتوان فاجعه دریاچه ارومیه و مبارزات بحق هموطنان دلیر آذری را آینه ای کرد تا فرد فرد ما نه فقط زخم های محیط زیستی خود را، بلکه همه آسیب های اجتماعی حاکم بر سرزمین مان را در آن ببینیم؟

اگر مسئولین این فاجعه مشخص اند، اگر مبارزه برای حق حیات محیط زیست سرزمین مان را جدا از مبارزه همگانی با ظلم، شکنجه، اعدام، سرکوب، خفقان و بی عدالتی در تمام سطوح جامعه نمیدانیم ، مسئولیت مبارزه با این فاجعه ها برشانه های کیست؟ چگونه میتوانیم حامی همیشه حاضر حقوق یکدیگر باشیم؟


نظرها (107)






چهارشنبه ۱۵ تیر ۹۰


این راه من بود . . .








یکشنبه ۷ فروردین ۹۰


نوروز 1390 ، آغاز یک پایان . . .








پنجشنبه ۱۶ دی ۸۹


شکنجه گر








سه شنبه ۱۶ آذر ۸۹


دانشجو، روزت مبارک باد








سه شنبه ۱۸ خرداد ۸۹


دنیای این روزای من، دنیای این روزای ماست



عاشقانه هائی از جنس خاک وطن را ارائه دادیم که امید است عاشقانه به آن نگاه شود.
نظر و نقد همیشه سازنده است.

داریوش اقبالی
روزبه بمانی
علیرضا افکاری


نظرها (253)






شنبه ۸ خرداد ۸۹


300 گل سرخ